سلام به دوستای گلم می دونم خیلی خیلی دیر شده ولی واقعا نتونستیم زودتر از این اپ کنیم امیدوارم با این شعر بتونیم محبت های شما رو جبران کنیم، اگر تونستیم از شرمندگیتون در بیایم ما رو با نظرات مهربونتون تشویق کنید M1 * M2 دوستت دارم اما می دانم که راه من به " ناممکن" ختم می شود میدانم که تو زیباترین زن دنیایی و هیچ کس نمی تواند جای تو را بگیرد... می دانم که زمان عاشقان پایان یافته سخنان زیبا از بین رفته و تو هیچ شباهتی به زنان نداری چه بگویم....؟ بینهایت دوستت دارم *** دوستت دارم و می دانم که مَردی تبعید شده ام و تو نیز تبعید شده ای... و بین من و تو طوفانی است از رعد و برق و بوران و برف و آتش... می دانم که خواستن تو به معنای خودکشی است .. و خوشحالم... که خود را برای تو نابود می سازم... و اگر بازهم قادر به انتخاب باشم... یک بار دیگر نابودی در راه رسیدن به تو را برمی گزینم *** به یاد بیاور ... لباسهایت را از برگ درختان می بافتم از تو در برابر قطرات باران محافظت می کردم بینهایت دوستت دارم ومی دانم که در دریای چشمانت، نا امیدانه غرق خواهم شد عقل و هوشم را کنار گذاشته ام... و به دنبال جنون تا بینهایت با تو می آیم *** می دانی...؟ تو تنها زنی هستی که قلبم را در دستان زیبایت فشردی از تو خواهش می کنم هرگز مرا تنها نگذار... هرگز رهایم مکن... چرا که بدون تو من نیز نخواهم بود *** بینهایت دوستت دارم بی حد و اندازه دوستت دارم... وهرگز از آتش عشقت خارج نخواهم شد و تو خوب می دانی که نمی توانم از تو جدا شوم دیگر مهم نیست.. مهم نیست که با عشق تو زندگی کنم... یا با عشق تو... . . . بمیرم
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 12:14 توسط "آشنا می شویم"
|
